سفر به درون ذهن قاضی و داور 4

درباره زبان بدن زیاد شنیده و خوانده ایم اما موضوع در دادگاه بسیار متفاوت است مثلاً، اگر وکیلی در حین جلسه رسیدگی مرتباً با اوراق و اسنادش درگیر باشه و به دنبال پیدا کردن برگه کاغذی، همه محتویات کیفش رو روی میز پخش کنه، علاوه بر مختل شدن تمرکز قاضی یا داور، این احساس رو ایجاد خواهد کرد که وی پیش از جلسه آمادگی کافی برای دفاع نداشته و اوراق مورد نیازش رو با نظم مشخصی در کیف یا میان پوشه قرار نداده

سفر به درون ذهن قاضی و داور 4
درباره زبان بدن زیاد شنیده و خوانده ایم. به نظر من در کلاسهای آموزش تکنیکهای مذاکرات تجاری، بیش از حد روی موضوع زبان بدن تاکید میشه. خیلی از نکاتی که در این قبیل دوره های آموزشی یا حتی کتابهای حوزه مذاکرات وجود داره، عملاً تأثیر آنچنانی بر روند مذاکرات یا حتی رویکرد طرف مقابل نداره. بالاخره، طرف مقابل هم میخواد از درون مذاکره تجاری به یک نقطه برسه: سود. حالا اگر کتش با کفشش ست نباشه آیا کمتر برای این هدف تلاش خواهد کرد؟ یا اگر ارتباط چشمی قوی برقرار کنه، طرف مقابل سود کمتری خواهد کرد؟ بعید میدونم پاسخ این سوالات مثبت باشه. اما موضوع در دادگاه بسیار متفاوته. چون ممکنه بدون اینکه خودمون متوجه باشیم، رفتار هایی داشته باشیم که تأثیر منفی بر دیدگاه قاضی نسبت به ما داشته باشه. مثلاً، اگر وکیلی در حین جلسه رسیدگی مرتباً با اوراق و اسنادش درگیر باشه و به دنبال پیدا کردن برگه کاغذی، همه محتویات کیفش رو روی میز پخش کنه، علاوه بر مختل شدن تمرکز قاضی یا داور، این احساس رو ایجاد خواهد کرد که وی پیش از جلسه آمادگی کافی برای دفاع نداشته و اوراق مورد نیازش رو با نظم مشخصی در کیف یا میان پوشه قرار نداده. چه جور وکیلی چنین رفتاری داره؟ وکیل سهل انگاری که فاقد ذهنی منظم و دقیق باشه. سیگنالی که چنین وکیلی با این رفتارش ارسال میکنه اینه: این پرونده برای من اونقدر اهمیت نداشته که به خاطرش نیم ساعت قبل از جلسه وقت بذارم و اوراق رو مرتب کنم.
بنابراین، باید مراقب رفتارهای ناخودآگاه خود در دادگاه باشیم. مثلاً، در پایان صحبتهامون،  برای طرف مقابل یا وکیل او پشت چشم نازک نکنیم یا بدتر از آن چشم غره نریم. رفتاری نداشته باشیم که حاکی از فروخوردن خشم یا حتی بروز خشم باشه. مثلاً، هنگام صحبت یا حتی هنگام استماع دفاعیات طرف مقابل، مشتها رو گره نکنیم یا پاهامون رو نجنبانیم. رفتارهای حاکی از بی اعتنایی مفرط نسبت به قاضی و داور و نیز طرف مقابل هم ناخوشایند هستن. مثلا، تکیه دادن به پشتی صندلی به صورت شل و ول یا خمیازه کشیدن با صدای بلند. چوزخند زدن به صحبتهای طرف مقابل و مسخره کردن نحوه گفتار و کردار او یا وکیلش یکی از مهلکترین رفتارهاست. بدانید که گفتار طعنه آمیز، توهین آمیز یا تهدید آمیز نه تنها هیچ کمکی به شما نمیکنه بلکه ممکنه به درخواست طرف مقابل یا وکیل او در صورتجلسه قید بشه و به عنوان دلیل برای شکایت کیفری مورد استفاده قرار بگیره. 
دست به سینه نشستن، اصولاً به معنی ارد گرفتن و محافظت از خود در مقابل حمله است اما در دادگاه و در مقابل قاضی میتونه به عنوان رفتاری ناشایست و حاکی از بی اعتنایی به مقام قضایی تلقی بشه. بعضی قضات هم به چیزای عجیب غریبی حساس هستند. مثلاً، اگر خانمی در حضور اونها پا روی پا بیندازه بهش تشر میزنن. 
 بعضی قضات پا فراتر میگذارن و به نحوه لباس پوشیدن و وضعیت ظاهری اصحاب دعوا یا وکلا معترض میشن و این موضوع رو در اتخاذ تصمیم تأثیر میدن. مثلاً، اگر آقایی صورتش رو اصطلاحاً سه تیغ کرده باشه برخی قضات مورد عتاب و خطاب قرار میدن. وضعیت ظاهر برای وکلا خیلی مهمه اما در مورد ارباب رجوع عادی، به نظرم همین که لباس مرتب و تمیز پوشیده باشن کافیه و در جامعه ما با وضعیت اقتصادی فعلی، هر قاضی و داوری متوجه هست که بخشی از جامعه توانایی خرید لباسهای گران قیمت ندارن. 
از طرف دیگر، از حق نباید گذشت که رفتار برخی از مردم و وکلا هم غیرعادی و غیر قابل تحمل است. بشخصه، وکیلی رو دیدم که وقتی همکارش برای توضیح مطلبی در مقابل میز قاضی ایستاده بود، از پشت کتاب قانون رو به سمت سر او پرتاب کرد و قاضی هم او را از جلسه اخراج کرد که به نظر من مجازات خیلی سبکی برای چنین سبک مغزی بود. همچنین در جلسه رسیدگی مردی دیدم که خواهر بزرگتر را با کلمات سخیفی مورد خطاب قرار میداد که با تذکر جدی قاضی روبرو شد. 
در یک مورد، در جلسه دادگاه تجدیدنظر، قضات محترم تلاش میکردن که شاکی رو برای گذشت قانع کنند. من وکیل شاکی بودم اما به همراهی قضات محترم، سعی میکردم نظر موکل رو تغییر بدم. محکوم علیه مردی بود متأهل که سالها برای شاکی کار کرده بود و پس از جلب اعتماد شاکی و گرفتن وکالت از وی برای خرید یک واحد مسکونی به نام شاکی، اقدام به انتقال اون به نام همسرش کرده بود و ر دادگاه بدوی محکوم به سه سال زندان شده بود. بعد از همه تلاشها، شاکی بلند شد و گفت فقط به یک شرط گذشت میکنم: محکوم علیه مثل سگ برام پارس کنه و پامو ببوسه. سکوت کشنده ای بر فضای دادگاه حاکم شد. خواسته عجیب و بیشرمانه ای بود اما قبل از این که کسی بتونه واکنشی نشون بده، آقای محکوم روی زمین نشست و مثل سگ شروع به عو عو کرد. صحنه بسیار زشت و دلخراشی بود.
در سایت، میتونید ویدئویی در مورد رفتارهای عجیب مردم در دادگاه های آمریکا ببینید.
www.haghamozz.com
t.me/eldarkhiavi

دریافت فایل

سفر به درون ذهن قاضی و داور 4
0 دیدگاه

دیدگاه خودتان را ارسال کنید

بیست + = 22