سفر به درون ذهن قاضی و داور 5 (معجزه کلمات)

سفر به درون ذهن قاضی و داور ۶ (معجزه کلمات)
فارغ از این که چه کسی روی صندلی قضاوت و داوری نشسته، خود منصب قضا سزاوار احترام است. 
این احترام باید در رفتار و گفتار طرفین اختلاف و وکلای آنان مشهود باشد. جنس این احترام متفاوت از خودشیرینی و چاپلوسی است و در عین حال مشروط به رفتار محترمانه شخص قاضی و داور رسیدگی کننده نیست. ممکن است قاضی یا داور رسیدگی کننده رفتار خارج از نزاکتی داشته باشد اما این امر ما را مجاز به بی احترامی به وی نمیکند چون مخاطب رفتار محترمانه ما در مرحله اول منصب قضا و داوری و در مرحله بعد به شخصی است که روی آن صندلی نشسته است. 
روزی مردی را دیدم که رفتار بسیار محترمانه و متواضعانه‌ای در دادگاه داشت. برای هر سخن و حرکتش از قاضی اجازه می‌گرفت و اسناد و مدارک خود را دودستی تقدیم می‌کرد. در مقابل، آقای قاضی بی‌اندازه بی‌حوصله بود و رفتار تندی نسبت به هر دو طرف دعوا داشت. جزئیات در خاطرم نیست اما جایی بود که آن مرد محترم چند بار بر سر چیزی مثلاً استماع شهادت شهود اصرار کرد و ناگهان آقای قاضی با الفاظی بی‌ادبانه وی را خطاب قرار داده و تهدید به اخراج از جلسه کرد و نهایتاً از لفظ «خفه شو» استفاده کرد. ناگهان همه چیز عوض شد، چهره آن مرد برافروخته شد و گفت:
« شما داری از مالیات بازنشستگی من حقوق میگیری برای این که من بتونم حرفمو بزنم. چرا خفه شم؟ احترام خودتو حفظ کن. من سه میلیون هزینه دادرسی ندادم که خفه شم و ...» 
قاضی گفت:
کسی برات دعوتنامه نفرستاده که بیایی به دادگستری پول بدی
مرد: اگر دعوتم میکردن و میدونستم قراره امثال شما به کارم برسند حتما نمیومدم ولی بدبختی اینه که حقمو خوردن و جای دیگه‌ای نیست که شکایت کنم ...
این مکالمه رفته رفته زشت‌تر شد و نهایتاً مرد برای شکایت از قاضی راهی اتاق معاون قضایی شد.
اینجاست که تفکیک میان احترام شخص قاضی و احترام منصب قضا مشخص می‌شود و معلوم بود که آن مرد به این تفکیک آگاه است.
t.me/eldarkhiavi

 

سفر به درون ذهن قاضی و داور 5 (معجزه کلمات)
0 دیدگاه

دیدگاه خودتان را ارسال کنید

- یک = 6